بازیخانه

مهدی دیروز رفت تهران. یه سفره دو روزه. منم واسه شب یه برنامه ریزی حسابس کردم. غروب با امیر علی زدیم بیرون. آهنگ مورد علاقه اش و گذاشتم. می خواستم بهمون حسابی خوش بگذره. یه گشت دو نفره

اول رفتیم دم یه عابر بانک. همینطور که گلکم بغلم بود کارتو گذاشتم. امیر علی بلافاصله شروع کرد به زدن کلید ها. من تا اومدم ببینم چی شده دیدم رو صفحه مانیتور نوشته کارت ضبط شد. دست از پا درازتر بر گشتیم توی ماشین. البته این باعث ناراحتی من و گل گلاب نشد. از همون جا دور زدم و رفتیم به یه خانه بازی نزدیک خونمون. گفتند اینجا برای بچه های سه سال به بالاست. من دیگه همون جا نشستم. دیدم چهار پنج تا بچه که بیشتر اینچا نیست. پس واسه گل گلاب خطری نداره. دم یکی از مربیا گرم. خیلی مهربون بود. امیر علی و برد وسط معرکه. ماما پسری هم شروع کرد به بازی.



مامانی و بابایی امیر علی هم بعد از نیم ساعت اومدن اونجا.


بازیخانه 
